آیا می دانید هنگام قیمت گذاری کار خود باید چه نکاتی را در نظر بگیرید؟ آیا به اندازه کافی شارژ می کنید؟ آیا نگران هستید که آیا قیمت شما پس از ارسال برآورد مناسب بوده است؟ روش های زیادی وجود دارد که می تواند نحوه قیمت طراحی لوگو یک پروژه را بفهمد ، و نحوه انجام آن و ارائه آن می تواند بر درک مشتری از ارزش تأثیر بگذارد. یا به عنوان یک احترام متخصص و فرامین درک خواهید شد ، یا اینکه درک می کنید که دامنه کار و کار شما کم کیفیت نیست. هنگام قیمت گذاری در کار طراحی خود ، از این 12 اشتباه خودداری کنید.


نمایش یادداشت ها

کاربرگ بازاریابی Mentor’s Overhead و Hourly Rate (2.6 MB PDF)

17 سوالی که باید در یک مشاوره طراحی بپرسید

روابط مشتری مانند دوست یابی است

اشتباه شماره 1: ندانستن سودآوری شما

برای سودآوری ، نیازی به پرداخت هزینه های کلان ندارید.


وقتی نوبت به قیمت گذاری می رسد ، ابتدا باید حداقل هزینه ای را که برای تأمین هزینه های خود نیاز دارید شارژ کنید:


مالیات،

بیمه ،

نرم افزار و اشتراک ،

تلفن و اینترنت ،

دوره های آموزشی،

عضویت ،

و غیره.

سپس شما باید حداقل نرخ ساعتی را محاسبه کنید. ایلیز بنون از مشاور مشاور بازاریابی دارای یک صفحه عالی و نرخ سربار و ساعت (2.6 مگابایت PDF) است که به شما کمک می کند آنچه را برای همه اینها باید در نظر بگیرید ، درک کنید. کاربرگ برای بارگیری رایگان در دسترس است.


این به شما کمک می کند تا یک خط پایه ایجاد کنید. شما باید بدانید که پایه شما چیست که می توانید آنقدر حقوق بگیرید که بتوانید زمان و هزینه خود را تأمین کنید و سود کسب کنید. بدون درک این ارقام ، شما نمی دانید چگونه قیمت گذاری کنید تا سودآور باشید. اگر سودآور نیستید ، چرا زحمت انجام کار را می کشید؟ اگر هزینه کار شما بیشتر از حقوق شما باشد ، خیلی آزاد نخواهید بود.


اگرچه این را گفتیم ، فقط به این دلیل که نرخ پایه ساعتی را فهمیدید ، به این معنی نیست که باید ساعتی شارژ کنید.


اشتباه شماره 2: شارژ ساعتی برای کارهای خلاقانه

من فکر می کنم خوب است که به عنوان مرجع خود ، تعداد ساعاتی را که فکر می کنید یک پروژه شما را می گیرد تخمین بزنید. بعلاوه ، مفید است که زمان خود را در پروژه ها ردیابی کنید زیرا به شما کمک می کند کارهای مشابه را در آینده تخمین بزنید ، و به شما کمک می کند بفهمید که آیا با گذشت زمان کارآیی بیشتری نیز خواهید داشت - در مدت زمان کمتری بیشتر!


اما شارژ ساعت به مشتری برای مشتری فقط یک مزیت دارد که می توانم به آن فکر کنم ، و این زمانی است که دامنه به خوبی مشخص نشده است. در این صورت ، شارژ نرخ ساعتی تضمین می کند که برای تمام وقت خود حقوق می گیرید. (یک جلسه کشف پولی برای یک نرخ ثابت با مشتری می تواند این مسئله را حل کند ، و این در واقع شما را به عنوان یک متخصص جای می دهد ، باعث می شود احترام بیشتری کسب کنید و پول بیشتری کسب کنید. اما این موضوع یک قسمت دیگر است ...)


کار قیمت گذاری به صورت ساعتی معایب زیادی دارد:


شما فقط برای وقت خود حقوق می گیرید. شما برای خلاقیت ، تخصص یا ارزش کارتان هزینه ای دریافت نمی کنید.

اگر سریع کار کنید ، با دریافت کمتر حقوق مجازات می شوید. (و اگر کارآمدتر هستید و می توانید سریعتر تحویل دهید آیا حقوق بیشتری دریافت نمی کنید؟ سلام!)

این می تواند شما را در موقعیت نامناسب قرار دهد و در برخی موارد باعث ایجاد "نیکل و تیرگی" شود.

این می تواند باعث شوک برچسب شود. اگر هرگز طیف وسیعی از ساعت را به همراه نرخ خود تخمین نزده اید ، مشتری ممکن است هنگام دریافت فاکتور نهایی با شوک برچسب روبرو شود. آنها ممکن است در ذهن خود فرض کنند که به جای y تعداد x ساعت است. متأسفانه ، در این موارد ، طراح کسی است که بطور غیرقانونی آن را مکیده و فاکتور را کاهش می دهد تا انتظارات مشتری را برآورده کند ، فقط آنها را راضی کند تا بتوانند در آینده کارهای بی سود بیشتری را از آنها دریافت کنند.

شما معمولاً بهترین کار خود را انجام نمی دهید زیرا روی زمان تمرکز کرده اید و در محدوده ساعاتی که به مشتری منتقل می کنید باقی می مانید (اگر این کار را انجام داده اید).

اکنون بسیاری از مشتریان بر اساس نرخ ساعتی شما تخمین می زنند. آن را فراموش کنید ، مخصوصاً اگر برای کارهای خلاقانه باشد ، جایی که برای ایده هایتان حقوق می گیرید یا حتی اگر برای کارهای غیر خلاقانه باشد که واقعاً در آن کارآمد هستید (باز هم ، آیا برای انجام کار با کارآیی بیشتر باید حقوق کمتری دریافت کنید؟) )


در صورت نیاز ، فقط بگویید نرخ ساعتی ندارید یا از این طریق کار نمی کنید. با توجه به این یادداشت ، نیازی به تجزیه و تحلیل قیمت گذاری خود ندارید (می دانید که چگونه به این رقم رسیده اید ، چند ساعت ممکن است در نظر گرفته باشید) برای مشتری. (قبلاً از من چنین سالی خواسته شده است!) این به سادگی کار آنها نیست.


از قضا ، بسیاری از مشتریان متوجه نمی شوند که نرخ ساعتی نیز به آنها آسیب می رساند:


آنها در حال نوشتن یک چک سفید هستند مگر اینکه شما تعداد ساعات تخمینی با نرخ ساعتی خود را در اختیار آنها قرار داده باشید. در غیر این صورت ، آنها نمی دانند که چقدر در پروژه خود سرمایه گذاری می کنند.

اگر شما یا ساعت ها متمرکز باشید ، نتیجه بهتری نمی گیرند. در برخی موارد ، مانند مارک تجاری ، نمی توانید عجله کنید. در موارد دیگر ، کار عجله باید هزینه بیشتری داشته باشد ، نه کمتر.

بیایید به یک مثال نگاه کنیم. یک طراح پیشرفته تر ممکن است 60 دلار در ساعت شارژ کند و 20 ساعت طول بکشد تا کاری انجام دهد ، در حالی که یک طراح مبتدی 20 دلار در ساعت شارژ می کند و 80 ساعت طول می کشد تا کار مشابه خود را انجام دهد. در این شرایط ، صرفاً با توجه به هزینه های پولی ، طراح پیشرفته تر هزینه کمتری دارد ، در حالی که هزینه مبتدی 400 دلار است. بیشتر اوقات ،

مشتریانی که براساس نرخ ساعتی خرید می کنند ، این مورد را در نظر نمی گیرند ، بنابراین آنها اغلب با نرخ پایینتری همراه هستند. (اما خوب است ، ما آن مشتری ها را نمی خواهیم.)


این مثال حتی کیفیت کار را بیان نمی کند. بیایید فرض کنیم طراح که شارژ کمتری در ساعت دارد ، به اندازه طراح پیشرفته کار خوبی انجام نمی دهد. آیا ارزش این را دارد که مشتری 400 دلار بیشتر برای دریافت کار با کیفیت بالاتر هزینه کند؟ شاید شایدم نه. یا اینکه ترجیح می دهند وقت خود را تلف کنند و بعداً با یک طراح دوم کل روند را دوباره انجام دهند و هزینه و هزینه بیشتری برای آنها داشته باشند؟


بیایید به یک مثال با طراحی آرم نگاه کنیم. اگر در مدت زمان 15 دقیقه به طراحی لوگو درخشان برسید ، آیا ناگهان ارزش آن کمتر است؟ نه اگر 10 روز طول بکشد ، ارزش آن بیشتر است؟ نه ، این مسخره به نظر نمی رسد؟ حال اگر فکر کردن به فکر شما طول بکشد ، آیا مشتری باید هزینه بیشتری به شما پرداخت کند؟ نه


بنابراین ، قیمت گذاری هر ساعت کار شما را مجازات می کند که سریعتر کار می کنید و ذهنیت "وقت برای پول" را به جای تخصص ، برای مشتری تقویت می کند. و این می تواند مشتری را به این فکر بیند که چقدر هزینه خواهد کرد.


اشتباه شماره 3: شارژ همه مشتریان به طور یکسان

در مواردی مانند کار با مارک ، اندازه مشتری مهم است زیرا مارک های شناخته شده بیشتر در معرض خطر هستند و همچنین می توانند سود بیشتری کسب کنند. آنها همچنین انتظار دارند هزینه آن را پرداخت کنند.


فقط اگر Target برای طراحی آرم جدیدی به شما نزدیک شد فکر کنید. فکر می کنید آنها برای این کار چه هزینه ای پرداخت می کنند؟ ده ها تا صدها هزار دلار شاید ، درست است؟ اگر آنها برای قیمت گذاری به شما مراجعه کنند و شما 500 یا 1500 دلار بگویید زیرا این همان چیزی است که شما برای شارژ کردن استفاده می کنید ، احمقانه به نظر نمی رسد؟ آنها انتظار دارند که بیشتر بپردازند زیرا ارزش آنها را درک می کنند ، بنابراین قیمت گذاری شما با انتظارات آنها مطابقت ندارد.


بسیاری از مارک های بزرگ کالاهایی را که آرمشان روی آن است به فروش می رسانند. این دلیل است که میلیون ها نفر آن را خریداری می کنند - برای آنچه که آن کالا در مورد آنها ، مصرف کننده می گوید. ارزشی که مصرف کننده درک می کند افزایش می یابد. به عنوان نمونه در مورد لویی ویتون و تسلا فکر کنید. برای مصرف کننده ، این فقط یک چمدان نیست ، فقط یک ماشین است ، و غیره. این بیانیه ای است که می دهد.


وقتی شرکت ها یا سازمان ها - کاملاً شناخته شده یا ناشناخته - تعداد زیادی کارمند داشته باشند ، اندازه نیز می تواند عاملی باشد. از نظر مارک تجاری ، آنها به یک راهنمای مارک تجاری گسترده تر نیاز دارند ، بنابراین می دانند که چگونه می توانند یکپارچگی مارک جدید را در چندین دفاتر حفظ کنند.


من می دانم که سوال بعدی این خواهد بود: "چگونه می توانم بدانم که اندازه آنها چقدر است یا اندازه آنها چیست؟"


بعضی اوقات می توانید با بررسی گزارش های سالانه ، از میزان کارمندان و درآمد آنها مطلع شوید که یک شرکت یا سازمان بزرگ است. برای سازمان های غیرانتفاعی ، می توانید در Guidestar جستجو کنید. برای مشاغل ، Manta.com را جستجو کنید.

https://creative-boost.com/pricing-mistakes/

نظرات در رابطه با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :
متن دیدگاه :